تبليغاتX
شهر ما شاهدیه
تعریف جهان سوم از دیدگاه یک صاحبنظر دوشنبه 6 فروردین1386 11:46 قبل از ظهر
آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

پروفسور محمود حسابي
نوشته شده توسط جمعی از دانشجویان و فارغ التحصیلان  | لینک ثابت |

خصوصیات دانشجویان کشورهای مختلف چهارشنبه 13 دی1385 12:28 بعد از ظهر

خصوصیات دانشجوهای کشورهای مختلف

ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(action) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید

نوشته شده توسط سید احمد میرجلیلی  | لینک ثابت |

شعر طنز دوشنبه 11 دی1385 1:34 بعد از ظهر
شعر انتخاباتی ....( از سعید بیابانکی)

گربه شورا راه یابد پای من
هرچه ویرانی است عمران می کنم

می روم هر شب به میدان های شهر
هر چه ساعت بود میزان می کنم

مشکلات شهرتان را رتق و فتق
پشت میز و پشت فرمان می کنم

کوچه های تنگ را هر شب فراخ
هرچه بن بست است دالان می کنم

چاله های شهر را چاه عمیق
هرچه دالان را خیابان می کنم

هرکه شورا شد فقط این کرد و رفت
من اگر شورا شوم آن می کنم

مردها را اهل تجدید فراش
لطف ها در حق نسوان می کنم

تا کش آید پوز اعضای اوپک
نفت را فالفور ارزان می کنم

مرده ها را می کنم ساماندهی
شهرتان را باغ رضوان می کنم

شاعران شهر را در خانه ام
هفته ای یک بار مهمان می کنم

کارگردان های با احساس را
می برم مهمان مامان می کنم

تا که پررو نق شود گردشگری
اصفهان را ارمنستان می کنم

شهردار از شهرضا می آورم
الغرض این می کنم آن می کنم

می شوم هر شب سوار بلدوزر
هر چه ناصافی است ویران می کنم

شهر تا راحت شود از چشم هیز
دیدنی ها را فراوان می کنم

می نویسم طنز بر دیوار و در
شهرتان را من نمکدان می کنم

تا که کار خلق فورا حل شود
کارمندان را دو چندان می کنم

هی تراکم می فروش را به را
یاری انبوه سازان می کنم

شهرداری را همه رایانه ای
کارها را سهل و اسان می کنم

گر رقیبانم به من فرصت دهند
چاره ی کمبود سیمان می کنم

می کنم هی کارهای خوب خوب
دشمنانم را پشیمان می کنم

هفته ای یک شب کلیسا می روم
ارمنی ها را مسلمان می کنم

می فروشم کل اسراییل را
پول آن را خرج لبنان می کنم

یک سخنرانی به نفع مسلمین
در بلندی های جولان می کنم

مثل اقشار ضعیف اجتماع
نوش جان سویای سبحان می کنم

هم صدایی هم دلی هم زیستی
با سرای سا لمندان می کنم ...

نوشته شده توسط جمعی از دانشجویان و فارغ التحصیلان  | لینک ثابت |